هر روز من دور از تو آشوبه
هر روزِ من بی تو پر از درده
کاری بکن که پای لرزونم
به سمت خونه ی تو برگرده

با این که می دونم بدم آقا
ردم نکن، نکن ردم آقا
من زیرِ پرچمِ عزای تو
از بچگیم سینه زدم آقا

ای که امید ناامیدایی
ای که پناهِ بی پناهایی
رومو چرا از تو بپوشونم؟
ای که امام روسیاهایی

اون که نداره تو رو تو عالم
هیچوق(ت) سعادتمند نیست آقا
غیر از ضریح حضرتِ عباس
دستم به جایی بند نیست آقا

سربندمو، لباس مشکیمو
این پرچم سیاهو این شالو
من از دعای مادرت دارم
این رفت و آمدای هر سالو

برای این که نوکرت باشم
خوب می دونم که خیلی کم بودم
اما خدا شاهده این یک سال
هر لحظه دلتنگ حرم بودم

با چشمای خیس اومدم هیئت
که این روایت خیلی مشهوره؛
اشکی که توی روضه می باره
گناه آدما رو میشوره

با خنجر و شمشیر و سنگ و چوب
رو خاک دوره کردنت آقا
غریب گیرآوردنت آقا
غریب گیر آوردنت آقا

دیدی چجوری حقتو خوردن؟
با نیزه ها هجوم آوردن
حتی کفن نداری تو گودال
تو روز روشن سرتو بردن

شکر خدا که عاشقت هستم
شکر خدا که زندگیم وقف ِ
این در و دیوارای مشکی شد
بهشت اینجاست زیر این سقفه