امون از دل هر کس که مسافری داره
بنداول
امون از دل هر کس، که مسافری داره
امون از دلی که چش به راهِ دیدن یاره
هر انتظاری- تموم میشه یه روز و سختیاش سر میاد
هر بی قراری – عزیزش یه روزی عاقبت از در میاد
ولی چرا یه عمره ما / مث یتیما بی کسیم
به روزگار وصل تو / چرا آقا نمی رسیم؟!
چشامونو به در می دوزیم (شاید بیای)۳
برای غربتت می سوزیم (شاید بیای)۳
بنددوم
دوباره محرم شد، توی هیئتا غوغاس
واسه جدّت آقا خیمه ها و تکیه ها بر پاس
اومد محرم – ولی جای تو ای صاحب عزا، خالیه
اومد محرم – همه باشن و تو نباشی، بد حالیه
نمی دونم که تو کجا / داری به سینه میزنی
تو ای غریب فاطمه(س) / دلیل گریه ی منی
عزا به پا شده، کجایی؟ (آقای من)۳
دلم میگه که کربلایی (آقای من)۳
بندسوم
چی میشد یه بار با تو، کربلا رو میدیدم
از زبونت آقا روضه ی گودالُ میشْنیدم
وقتی می خوندی- السّلامُ علَی الْمُرَمَّلِ بِالدٌِماء
وقتی می خوندی- السَّلامُ عَلی خامِسِ آلِ کِساء
روضه میخونی شب و روز/ میپیچه تُو دنیا صدات
نیاد اگه اشکت یه روز/به جاش میاد خون از چشات
میگی با گریه: کاش که بودم (توو کربلات)۳
می شد تنم کنار گودال (سپر برات)۳