نوشته‌ها

اگه توی غربت شکسته بالم

پر شده جام آسمون از اشک

آتش گرفت خیمه میسوخت پا به پایش

چه خوبه که تو عموی منی

سری که روی نیزس پشت سرو نگاه میکنه